هوش هيجاني و روابط زناشويي5
به اعتقاد مشاوران خانواده، راه دستيابي به ازدواجي موفق و يک زندگي خانوادگي سرشار از خوشبختي، بسيار ساده و سرراست است و آن اين است که: «بايد بداني چه موقع معذرت خواهي کني و هنگامي که همسرت کار مورد علاقه ات را انجام نداد به روي خودت نياوري.» مانند بسياري از سخنان موجز و نغز ديگر، سادگي ظاهري اين دستورالعمل، فريبنده است. در حقيقت دانستن اين که چه موقع، چرا و چگونه از همسرتان معذرت خواهي کنيد و نيز برخورداري از توانايي هايي همچون شکيبايي، بردباري و مدارا کردن در هنگام عصبانيت، احتياج به مهارت هاي هيجاني پيشرفته و سطح بالايي همچون همدلي، کنترل خود و درک عميق نيازها و احساسات ديگران دارد. نکته جالب توجه درمورد اين مهارت ها اين است که بدانيم اين ها شباهت زيادي به اجزا يا ابعاد تشکيل دهنده سازه هوش هيجاني دارند. هوش هيجاني يا EI توسط ماير و سالووي اين گونه تعريف شده است: «توانايي درک و فهم عواطف به منظور ارزيابي افکار و خلق و خو و تنظيم آن ها به گونه اي که موجب تعالي و رشد عقلاني-هيجاني گردد.» در واقع اين هم خواني و تجانس آشکار بين انواع توانايي هايي که هوش هيجاني را مي سازد و توانايي هايي که لازمه گفتگو و تعاملات موفقيت آميز زناشويي مي باشند، ما را به اين موضوع رهنمون مي سازد که هوش هيجاني در زمينه ازدواج موفق و زندگي زناشويي، نقشي مهم و غير قابل انکار دارد. حال سوال اين است که هوش هيجاني به چه طريقي مي تواند زندگي زناشويي را تحت تاثير خود قرار دهد؟ و زوجين به چه نوع مهارت هاي هيجاني نياز دارند تا به کمک آن ها بتوانند بر مشکلات روز افزون زندگي زناشويي خود و فراز و نشيب هاي آن فايق آيند؟ مطلب زير که برگرفته از سايت روان يار است به اين سوالات پاسخ مي دهد.
هوش هيجاني چيست؟
واژه جامع هوش هيجاني به سه دسته توانايي ذهني اشاره دارد که يک دسته آن، توانايي هاي بسيار اساسي است که دربرگيرنده ادراک و تشخيص عواطف خود و ديگران مي باشد، به عبارت ديگر، افرادي که از هوش هيجاني بالايي برخوردارند، مي دانند که خود يا ديگران در يک لحظه خاص، در چه نوع حالت هيجاني به سر مي برند. بنابراين قادرند به دقت عواطف گوناگون و متفاوتي همچون خشم، ترس، احساس گناه و عشق را از هم تشخيص دهند. توانايي هاي هوش هيجاني بطور کلي عبارتند از:
1 ) توانايي دريافت و تشخيص دقيق عواطف خود و ديگران
2 ) توانايي استدلال کردن راجع به عواطف
3 ) توانايي اداره و تنظيم موثر عواطف
اين توانايي هاي سه گانه، ظاهرا عوامل اساسي تشکيل دهنده يک زمينه غني عاطفي براي داشتن يک زندگي زناشويي سعادتمندانه محسوب مي شوند.
ادراک هيجاني و روابط زوجين
از سال 1995 تاکنون تحقيقات زيادي در زمينه ادراک عاطفي و روابط زناشويي صورت گرفته که نتايج آن به شرح زير است:
1 ) ازدواج و زندگي زناشويي يک بافت سرشار از عاطفه مي باشد.
2 ) در ازدواج هايي که زوجين با يکديگر در تعارض و تضاد باشند، برانگيختگي هاي هيجاني زيادتري ديده مي شود. به عبارت ديگر، بيشتر تعارض ها و اختلافات بين زوجين به دليل برانگيختگي هاي هيجاني صورت مي گيرد.
3 ) افراد در توانايي دريافت و تشخيص دقيق عواطف خود و ديگران با يکديگر تفاوت دارند. مثلا بعضي از زوج ها آشکارا نسبت به علائم هيجاني همسرشان بي توجه هستند و آنان را ناديده مي گيرند يا آمادگي سو»تعبير و عدم تشخيص صحيح اين عواطف را دارند. مثلا حالت غمناکي يا اندوه همسر خود را به عنوان عصبانيت و خشم تفسير مي نمايند.
4 ) انسان ها داراي تفاوت هاي قابل توجهي در توانايي ابراز صريح عواطف خود مي باشند. مثلا برخي از زوج ها عادت دارند پيام هاي هيجاني مبهم و گيج کننده اي به طرف مقابل خود بدهند (هم زمان، هم مي خندند و هم اخم مي کنند). پژوهشگران دريافته اند که ارتباط با ثبات و معناداري بين تفاوت هاي فردي در توانايي ابراز دقيق و صحيح عواطف و تشخيص آن ها با شادي هاي زندگي و روابط زناشويي مطلوب وجود دارد.
5 ) زوج هاي خرسند در مقايسه با زوج هايي که رابطه زناشويي و هيجاني خوبي با هم ندارند، احساس همدلي بيشتري به هم نشان مي دهند و نسبت به احساسات يکديگر حساسيت بيشتري به خرج مي دهند.
6 ) زوج هاي ناراضي از زندگي زناشويي در عکس العمل به رفتار نامناسب همسرشان مقابله به مثل مي کنند.
7 ) زنان بهتراز مردان در ابراز دقيق عواطف و تشخيص آن ها عمل مي نمايند. براي مثال وقتي که يک زن پيام هيجاني مثبتي به شوهرش مي دهد، احتمالا از علائم غيرکلامي - بدني (مثل لبخند زدن) و از يک لحن صميمانه در هنگام سخن گفتن استفاده مي نمايد. از طرف ديگر، مردان تمايل به استفاده از پيام هاي مبهم و مختلط (ترکيبي) دارند. براي مثال هنگامي که مردي مي خواهد پيام هيجاني مثبتي به همسرش بدهد، اين پيام هم همراه با خنده است و هم همراه با علائم بالقوه تهديدکننده اي همچون حرکات ابرو يا چشم.
8 ) ناتواني مردان در تشخيص و ابراز دقيق عواطف، علت مهم و اساسي ازدواج هاي ناموفق است. براي مثال در برانگيختگي هاي هيجاني بالا در طول کشمکش هاي زناشويي (که از طريق اندازه گيري علائم فيزيولوژيکي مثل ضربان قلب يا فشار خون مشخص مي شود) مرداني که از زندگي زناشويي خود راضي نمي باشند و با همسران خود اختلاف دارند، علائمي از گوشه گيري يا انزواي هيجاني و بي عاطفگي از خود نشان مي دهند، روان شناسان آن را «حصار سنگي» ناميدند.
9 ) زوج هاي شاد و خوشبخت نسبت به زوج هاي ناسازگار، هم در اظهار و ابراز عواطف و هم در استنباط، تشخيص و دريافت عواطف، عملکرد بهتري از خود نشان مي دهند.
10 ) برخي از مردان احساس مي کنند که هم زمان از دو طرف مورد تهديد واقع مي شوند: يکي از طرف موقعيت هايي که قادر به کنترل آن ها نمي باشند و يکي هم از طرف عواطف ناخوشايند و منفي، همچون اضطراب و اندوه که به وسيله اين موقعيت ها ايجاد مي شوند. اين مردان هنگامي که احساس آسيب پذيري و ناتواني مي نمايند، عصباني مي شوند و مايل به تجربه حالت هاي هيجاني هستند تا از آن طريق احساس کنند قادر به کنترل موقعيت ها مي باشند.
11 ) در زمينه زندگي زناشويي، وضعيت فوق بدين معني است که احتمالا يک شوهر به تقاضاي همسرش جهت استقلال بيشتر، با واکنش هاي خشم آلود به اين نوع گستاخي پاسخ دهد تا واکنش هاي مضطربانه و علت بروز چنين واکنشي احتمالا ترس از دست دادن همسر است. اين خشم و عصبانيت ممکن است منجر به رفتارهاي تخريبي شود که با جنگ و دعواهاي خانوادگي و ضرب و شتم هاي جسمي و خشونت آميز همراه است.
12 ) در تعامل هاي پر از تنش و تعارض زندگي زناشويي، حتي شوهراني که بسيار مقاوم و شکيبا مي باشند، احساس درهم شکسته شدن مي نمايند و در مقابل علائم جسماني و منفي شديدي (همچون انقباضات و دردهاي معده، افزايش ضربان قلب، تعريق کف دست، سردرد و...) که آنان را تهديد مي کند، احساس ناتواني، اضطراب و دستپاچگي مي نمايند. در چنين شرايطي، مردان ممکن است به صورت خودکار و غير ارادي دچار خشم شوند. روي هم رفته و بر اساس يافته هاي مطالعات انجام شده بر روي تعامل هاي زندگي زناشويي، فرض مي شود که اگر زوجين از عواطف همسرانشان آگاه شوند و بتوانند عواطفشان را به صورتي واضح و آشکار به يکديگر اطلاع دهند و ابراز نمايند، زندگي بهتري خواهند داشت. براي اين کار لازم است تا نسبت به علل، جوانب و پيامدهاي عواطفشان بر زندگي زناشويي شان آگاه گردند.
آنچه زنان در چهره مردان به سادگي مي بينند
طبق تحقيقاتي که اخيرا انجام شده است، زنان تنها با نگريستن به مردان مي توانند به طور ناخودآگاه وجود يا عدم وجود خصوصيات مورد نظرشان را در مردان تشخيص دهند. به گزارش بي بي سي، در گزارشي که اخيرا در اين رابطه تهيه شده است، آمده است: «زنان مي توانند نشانه هاي علاقه يا عدم علاقه به کودکان را درصورت مردان بخوانند و تشخيص دقيقي از چگونگي تفکر آنها نسبت به جنس مخالف نيز داشته باشند.» تحقيقات آماري نشاده داده است، آن دسته از مردان که به کودکان علاقه مند هستند، براي روابط دراز مدت مناسب ترند و مردان متعصب باطرز تفکر مردسالار براي روابط گذرا و کوتاه مدت مناسب هستند. مطالعات انجام شده توسط محققين دانشگاه شيکاگو و دانشگاه کاليفرنيا (سانتا باربارا) نشان داده است: «زنان به طرز شگفت آوري در تشخيص توانايي مردان در تشکيل زندگي و ميزان علاقه آنها به داشتن فرزند، تنها با نگاه کردن به چهره آنان، مهارت دارند. نتيجه گيري زنان در اين مورد باعث مي شود که راجع به نوع رابطه و مدت زمان آن، در همان ابتداي امر تصميماتي اتخاذ کنند.» نتايج تحقيقات اخير بيانگر اين نکته است که در چهره هر شخص، خيلي بيش از آنچه تصور مي رود اطلاعات کاملي در مورد پتانسيل شخصيتي در مقام شريک آينده زندگي وجود دارد. آنچه مسلم است زنان در اين زمينه از يک حس ثانويه برخوردار نيستند، اما مرور زمان و تجربيات مختلف به آنان مي آموزد که تمام جزئيات را درمورد تصميم گيري براي زندگي مشترک آينده و ايجاد روابط خود در نظر بگيرند. بد نيست به يکي از آزمايش هاي انجام شده در اين تحقيقات اشاره اي داشته باشيم. در اين آزمايش عکس هايي از چهره هاي مردان مختلف داوطلب در اختيار 29 نفر از دانشجويان دختر در مقطع ليسانس قرار گرفت. سپس از آنها خواسته شد که صاحبان عکس ها را به ترتيب برطبق ميزان علاقه آنها به کودکان، جذابيت ظاهري و مهربان بودن، دسته بندي نمايند. به علاوه از آنها خواسته شد نظر خود را راجع به احساساتي بودن يا نبودن هر يک نيز بيان کنند. نتيجه کار باور نکردني بود. حدس اين دانشجويان دختر کاملا به واقعيت نزديک بود! به عنوان نتيجه اصلي اين تحقيق مي توان به اين نکته اشاره کرد که «زنان آن دسته از مرداني را که به کودکان علاقه مند هستند، قابل اعتمادتر مي پندارند و آنها را براي ايجاد يک رابطه دراز مدت انتخاب مناسب تري مي دانند. اکثر زنان اين مسئله را با نگاه کردن به چهره مردان تشخيص مي دهند.»
برگرفته از سايت تبيان
هوش هيجاني چيست؟
واژه جامع هوش هيجاني به سه دسته توانايي ذهني اشاره دارد که يک دسته آن، توانايي هاي بسيار اساسي است که دربرگيرنده ادراک و تشخيص عواطف خود و ديگران مي باشد، به عبارت ديگر، افرادي که از هوش هيجاني بالايي برخوردارند، مي دانند که خود يا ديگران در يک لحظه خاص، در چه نوع حالت هيجاني به سر مي برند. بنابراين قادرند به دقت عواطف گوناگون و متفاوتي همچون خشم، ترس، احساس گناه و عشق را از هم تشخيص دهند. توانايي هاي هوش هيجاني بطور کلي عبارتند از:
1 ) توانايي دريافت و تشخيص دقيق عواطف خود و ديگران
2 ) توانايي استدلال کردن راجع به عواطف
3 ) توانايي اداره و تنظيم موثر عواطف
اين توانايي هاي سه گانه، ظاهرا عوامل اساسي تشکيل دهنده يک زمينه غني عاطفي براي داشتن يک زندگي زناشويي سعادتمندانه محسوب مي شوند.
ادراک هيجاني و روابط زوجين
از سال 1995 تاکنون تحقيقات زيادي در زمينه ادراک عاطفي و روابط زناشويي صورت گرفته که نتايج آن به شرح زير است:
1 ) ازدواج و زندگي زناشويي يک بافت سرشار از عاطفه مي باشد.
2 ) در ازدواج هايي که زوجين با يکديگر در تعارض و تضاد باشند، برانگيختگي هاي هيجاني زيادتري ديده مي شود. به عبارت ديگر، بيشتر تعارض ها و اختلافات بين زوجين به دليل برانگيختگي هاي هيجاني صورت مي گيرد.
3 ) افراد در توانايي دريافت و تشخيص دقيق عواطف خود و ديگران با يکديگر تفاوت دارند. مثلا بعضي از زوج ها آشکارا نسبت به علائم هيجاني همسرشان بي توجه هستند و آنان را ناديده مي گيرند يا آمادگي سو»تعبير و عدم تشخيص صحيح اين عواطف را دارند. مثلا حالت غمناکي يا اندوه همسر خود را به عنوان عصبانيت و خشم تفسير مي نمايند.
4 ) انسان ها داراي تفاوت هاي قابل توجهي در توانايي ابراز صريح عواطف خود مي باشند. مثلا برخي از زوج ها عادت دارند پيام هاي هيجاني مبهم و گيج کننده اي به طرف مقابل خود بدهند (هم زمان، هم مي خندند و هم اخم مي کنند). پژوهشگران دريافته اند که ارتباط با ثبات و معناداري بين تفاوت هاي فردي در توانايي ابراز دقيق و صحيح عواطف و تشخيص آن ها با شادي هاي زندگي و روابط زناشويي مطلوب وجود دارد.
5 ) زوج هاي خرسند در مقايسه با زوج هايي که رابطه زناشويي و هيجاني خوبي با هم ندارند، احساس همدلي بيشتري به هم نشان مي دهند و نسبت به احساسات يکديگر حساسيت بيشتري به خرج مي دهند.
6 ) زوج هاي ناراضي از زندگي زناشويي در عکس العمل به رفتار نامناسب همسرشان مقابله به مثل مي کنند.
7 ) زنان بهتراز مردان در ابراز دقيق عواطف و تشخيص آن ها عمل مي نمايند. براي مثال وقتي که يک زن پيام هيجاني مثبتي به شوهرش مي دهد، احتمالا از علائم غيرکلامي - بدني (مثل لبخند زدن) و از يک لحن صميمانه در هنگام سخن گفتن استفاده مي نمايد. از طرف ديگر، مردان تمايل به استفاده از پيام هاي مبهم و مختلط (ترکيبي) دارند. براي مثال هنگامي که مردي مي خواهد پيام هيجاني مثبتي به همسرش بدهد، اين پيام هم همراه با خنده است و هم همراه با علائم بالقوه تهديدکننده اي همچون حرکات ابرو يا چشم.
8 ) ناتواني مردان در تشخيص و ابراز دقيق عواطف، علت مهم و اساسي ازدواج هاي ناموفق است. براي مثال در برانگيختگي هاي هيجاني بالا در طول کشمکش هاي زناشويي (که از طريق اندازه گيري علائم فيزيولوژيکي مثل ضربان قلب يا فشار خون مشخص مي شود) مرداني که از زندگي زناشويي خود راضي نمي باشند و با همسران خود اختلاف دارند، علائمي از گوشه گيري يا انزواي هيجاني و بي عاطفگي از خود نشان مي دهند، روان شناسان آن را «حصار سنگي» ناميدند.
9 ) زوج هاي شاد و خوشبخت نسبت به زوج هاي ناسازگار، هم در اظهار و ابراز عواطف و هم در استنباط، تشخيص و دريافت عواطف، عملکرد بهتري از خود نشان مي دهند.
10 ) برخي از مردان احساس مي کنند که هم زمان از دو طرف مورد تهديد واقع مي شوند: يکي از طرف موقعيت هايي که قادر به کنترل آن ها نمي باشند و يکي هم از طرف عواطف ناخوشايند و منفي، همچون اضطراب و اندوه که به وسيله اين موقعيت ها ايجاد مي شوند. اين مردان هنگامي که احساس آسيب پذيري و ناتواني مي نمايند، عصباني مي شوند و مايل به تجربه حالت هاي هيجاني هستند تا از آن طريق احساس کنند قادر به کنترل موقعيت ها مي باشند.
11 ) در زمينه زندگي زناشويي، وضعيت فوق بدين معني است که احتمالا يک شوهر به تقاضاي همسرش جهت استقلال بيشتر، با واکنش هاي خشم آلود به اين نوع گستاخي پاسخ دهد تا واکنش هاي مضطربانه و علت بروز چنين واکنشي احتمالا ترس از دست دادن همسر است. اين خشم و عصبانيت ممکن است منجر به رفتارهاي تخريبي شود که با جنگ و دعواهاي خانوادگي و ضرب و شتم هاي جسمي و خشونت آميز همراه است.
12 ) در تعامل هاي پر از تنش و تعارض زندگي زناشويي، حتي شوهراني که بسيار مقاوم و شکيبا مي باشند، احساس درهم شکسته شدن مي نمايند و در مقابل علائم جسماني و منفي شديدي (همچون انقباضات و دردهاي معده، افزايش ضربان قلب، تعريق کف دست، سردرد و...) که آنان را تهديد مي کند، احساس ناتواني، اضطراب و دستپاچگي مي نمايند. در چنين شرايطي، مردان ممکن است به صورت خودکار و غير ارادي دچار خشم شوند. روي هم رفته و بر اساس يافته هاي مطالعات انجام شده بر روي تعامل هاي زندگي زناشويي، فرض مي شود که اگر زوجين از عواطف همسرانشان آگاه شوند و بتوانند عواطفشان را به صورتي واضح و آشکار به يکديگر اطلاع دهند و ابراز نمايند، زندگي بهتري خواهند داشت. براي اين کار لازم است تا نسبت به علل، جوانب و پيامدهاي عواطفشان بر زندگي زناشويي شان آگاه گردند.
آنچه زنان در چهره مردان به سادگي مي بينند
طبق تحقيقاتي که اخيرا انجام شده است، زنان تنها با نگريستن به مردان مي توانند به طور ناخودآگاه وجود يا عدم وجود خصوصيات مورد نظرشان را در مردان تشخيص دهند. به گزارش بي بي سي، در گزارشي که اخيرا در اين رابطه تهيه شده است، آمده است: «زنان مي توانند نشانه هاي علاقه يا عدم علاقه به کودکان را درصورت مردان بخوانند و تشخيص دقيقي از چگونگي تفکر آنها نسبت به جنس مخالف نيز داشته باشند.» تحقيقات آماري نشاده داده است، آن دسته از مردان که به کودکان علاقه مند هستند، براي روابط دراز مدت مناسب ترند و مردان متعصب باطرز تفکر مردسالار براي روابط گذرا و کوتاه مدت مناسب هستند. مطالعات انجام شده توسط محققين دانشگاه شيکاگو و دانشگاه کاليفرنيا (سانتا باربارا) نشان داده است: «زنان به طرز شگفت آوري در تشخيص توانايي مردان در تشکيل زندگي و ميزان علاقه آنها به داشتن فرزند، تنها با نگاه کردن به چهره آنان، مهارت دارند. نتيجه گيري زنان در اين مورد باعث مي شود که راجع به نوع رابطه و مدت زمان آن، در همان ابتداي امر تصميماتي اتخاذ کنند.» نتايج تحقيقات اخير بيانگر اين نکته است که در چهره هر شخص، خيلي بيش از آنچه تصور مي رود اطلاعات کاملي در مورد پتانسيل شخصيتي در مقام شريک آينده زندگي وجود دارد. آنچه مسلم است زنان در اين زمينه از يک حس ثانويه برخوردار نيستند، اما مرور زمان و تجربيات مختلف به آنان مي آموزد که تمام جزئيات را درمورد تصميم گيري براي زندگي مشترک آينده و ايجاد روابط خود در نظر بگيرند. بد نيست به يکي از آزمايش هاي انجام شده در اين تحقيقات اشاره اي داشته باشيم. در اين آزمايش عکس هايي از چهره هاي مردان مختلف داوطلب در اختيار 29 نفر از دانشجويان دختر در مقطع ليسانس قرار گرفت. سپس از آنها خواسته شد که صاحبان عکس ها را به ترتيب برطبق ميزان علاقه آنها به کودکان، جذابيت ظاهري و مهربان بودن، دسته بندي نمايند. به علاوه از آنها خواسته شد نظر خود را راجع به احساساتي بودن يا نبودن هر يک نيز بيان کنند. نتيجه کار باور نکردني بود. حدس اين دانشجويان دختر کاملا به واقعيت نزديک بود! به عنوان نتيجه اصلي اين تحقيق مي توان به اين نکته اشاره کرد که «زنان آن دسته از مرداني را که به کودکان علاقه مند هستند، قابل اعتمادتر مي پندارند و آنها را براي ايجاد يک رابطه دراز مدت انتخاب مناسب تري مي دانند. اکثر زنان اين مسئله را با نگاه کردن به چهره مردان تشخيص مي دهند.»
برگرفته از سايت تبيان
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 14:29  توسط kebria
|
